صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
تمدن اسلامى از عناصر مادى و معنوى متعالى تشکیل شده است که از شاخصترین این عناصر معماری آن است که به نحو بیسابقهاى در بناى مساجد تبلور یافته است مکانى دینی، سیاسی، اجتماعی، آموزشى و... است که کارکردهاى گوناگونش، آن را از دیگر نیایشگاههایى چون کلیسا، کنیسه و ... جدا و ممتاز میسازد.
«واژه مسجد برگرفته از فعل «سجد» است و در سیر تاریخى خود از عهد باستان تا زمان اسلام معناهاى گوناگونى را به خود دیده است. معناى ابتدایى آن کاربردى حسى داشت و به خم کردن و فرو آوردن سر به سمت زمین اطلاق میشد. در حدیث آمده است که کسرى به طالع، سجده کرد یعنى کسرى خم شد و طالع (تیرى که از بالاى هدف بگذرد) را برداشت و به تیراندازش داد».
کلمة سجده، وقتى وارد فرهنگ اسلامى شد، معنایى پرشکوه و ملکوتى به خود گرفت و متعالی گشت، چنانچه در قرآن معانى گوناگونى از آن را میتوان دریافت، ابراز تذلل و فروتنی که با گذاشتن پیشانى بر زمین صورت میگرفت، یکى از معانى سجده است: «او لم یروا الى ما خلق الله من شیء یتفیوء عن الیمین و الشمائل سجد الله و هم داخرون» آیا چشم نگشودند تا ببینند هر موجودى چگونه آثارش را به هر جانب میفرستد و از راست و چپ، همه با کمال فروتنى به سجدة خداوند مشغولند؟
همچنین سجده به منظور «تحیت» امر پروردگار آمده است: «و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابى و استکبر و کان من الکافرین» و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنند همه سجده کردند مگر شیطان که ابا کرد و تکبر ورزید و از فرقة کافران شد. سجدة ملائکه در برابر آدم از باب تحیت و تعظیم امر پروردگار بود، تا خاشعان از طاغیان باز شناخته شوند، و نه از روى طاعت و عبادت. چنانچه همین معنا (تحیت) در آیه دیگرى آمده است: «و رفع ابویه على العرش و خسروا له سجدا....» آنگاه پدر و مادر را بر تخت بنشاند و آنان به شکرانة دیدار او، خدا را سجده کردند...
میبدی در کشف الاسرار به این معنى اشاره کرده است و مینویسد: «این سجود نه آن خواهد که پیشانى بر زمین نهادند بر طریق عبادت که آن جز خداى را جل جلاله روا نیست بلکه آن پشت خم دادن بود و تواضع کردن به طریق تحیت و تعظیم و تکریم». و علامه طباطبایى در المیزان نیز بر معنى آن تصریح کرده است و در تفسیر آیة 100 سورة یوسف مینویسد: «در آن روز تحیت مردم، سجده بود، مانند عجمها».
همچنین، سجود به معناى «سر به زیر افکنده و فروتنی» در انسان و حیوان و جماد مشترک است. راغب اصفهانى در این مورد میگوید: «سجود به معناى سر به زیر انداختن و فروتنى است و آن بر دو قسم است: یکى سجود اختیارى که ویژة انسان است و به آن، سزاوار ثواب میشود. فاسجدوا لله واعبدوا. پس خداوند را سجده کنید و به عبادتش بپردازید. و دیگرى سجود تسخیرى که انسان، حیوان و نبات را در بر میگیرد: «و لله یسجد من فى السموات و الارض طوعا و کرها و ظلالهم بالغدو الاصال...» هر که در آسمان و زمین است با همة آثار وجودیاش به رغبت و اشتیاق و به جبر و الزام، شب و روز به طاعت خداوند مشغول است.
سجده، همچنین رکنى از ارکان نماز، و اوج خضوع و خشوع در پیشگاه خالق هستى است، پیشانى بر خاک گذاردن و پروردگار را حمد و ستایش کردن. اوج نیایش، همین ابراز تواضع و فروتنی است و این لحظه، از نابترین لحظات حضور آدمى در هستى است که وجود حق بر او پرتو افکن میشود و از حضیض ذلت به ملکوت اعلى میرسد. در حدیث قدسى آمده که «وقتى حضرت رسول (ص) به معراج رفت به وى وحى شد... یا محمد، به سجده بیفت. محمد با دست و پایش به زمین میافتد و سرش را به زمین میگذارد... خطاب میآید سرت را از سجده بردار و در حال سجده باش. وقتى که حضرت سرش را از سجده برمیدارد به عظمت خداوند نگاه کرد که برایش تجلى کرد. پس دوباره محمد بیاختیار به سجده رفت...» و نیز سجود به معناى نماز آمده است....
بنابراین تعاریف، مسجد که از واژة سجد گرفته شده به معنى محل سجده کردن است و عبادتگاه مسلمانان. اما واژة مسجد در قرآن براى معابد اهل کتاب نیز به کار رفته است: «سبحان الذى اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى بارکنا حوله....» «مسجد الاقصی، معبدى قدیمى است با قدمتى طولانی. این مسجد پیش از اسلام، کلیسایى بود که ژوستینین، امپراتور روم، آن را براى حضرت مریم (ع) بنا کرد».
اما چه رابطهاى است میان مسجد و سجده این رکن اصلى نماز؟ به عبارتی، چگونه است که از میان جمیع ارکان نماز، سجدهگاه به عنوان نام محل عبادت انتخاب شد؟ آیا از آن رو نیست که سجده اوج خشوع و خضوع بنده در مقابل حق تعالى است؟ و آیا از آن رو نیست که مسجد جایگاهى است براى با هم بودن خاشعانه خالق و مخلوق و تجلى توحید در اجتماعی پر از شرک؟!
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...

